|
گل من سلام عزیزم حالا بگذریم از اینها! الان اون گلدونی رو که یه روزی میذاشتنش اون بیرون راستی بذار از این بگم حالا من + نوشته شده در چهارشنبه 19 تیر1387 14 توسط نسیم & بهنام |
رفیق من سنگ صبور غمهام + نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 19 توسط نسیم & بهنام |
سلام دوستای گلم الان حدودا ۱ ساعت میشه ک وارد یه جمعه ی خوب دیگه شدیم شکسپیر میگه پس آرزو میکنم همه مثل من یه کوچولو احمق باشن
هیچ چیزی نمی تونه جای دوست داشتن رو بگیره همه ما می تونیم چندین جواب مختلف به این سوال بدیم چرا خداوند عشق رو افرید.؟ بنظرمن عشق رو آفرید تا بهمون بفهمونه: اگه مغروری مجبوری یه روز غرورتو بشکونی . اگه تنهایی یه روزی از تنهای درمی یای. اگه خیلی ادعامون می شه مجبوریم یه روزی خاکی بشیم اگه خیلی خودمونو تو جامعه آنلاین می دونیم یه روزی مجبوریم ساده بشیم واقعان چرا خدا قلب رو معبدگاه معشوق قرار داده؟ چرامثلان معده،روده،مغز،کلیه هاوحتی جاهای دیگه بدن جای قلب رو نگرفتن؟ بنظرمن عشق آفریده شد تا آدماهم دیگه رو دوست داشته باشن چون اگه عشق نبود مطمئنان همه باهم دشمن بودن. سایه همو باتیر می زدن. اگه یه روزی علاقه شدید قلبی به یه نفر پیداکنی مطمئنم حتمان گذرت به درخونه خداهم می افته. اونجاس که خدامیگه دیدی توهرچه قدرم نیرومند باشی روی زمین بازم گذرت به درخونه من می افته.مجبوری در بزنی تامن در رحمتم رو به روی تو باز کنم. اگه خیلی قوی باشی...مثه رضا زاده یاحتی بروسلی مجبوری یه روزی اون قلبتو بایه بارانداز(فن کشتی) به خاک بزنی...! به امید اینکه هیچ کس عشق رو با هـــوس اشتباه نگیره..!
+ نوشته شده در جمعه 5 مرداد1386 2 توسط نسیم & بهنام |
من بازم اومدم متن زیر رو بخونین....
به اون نگاه که عشق تو تو سرنوشت من نوشت نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من وتو وصال بودن منو به اون دل سیاه تو
من این شعر از خیلیا که عشقشون تنهاشون گذاشته شنیدم و این برام عجیب بوده که چطور ممکنه آدم کسی رو که عاشقشه نفرین کنه بدترين كار وپسترين كاراين است كه انسان كاري كند كه قطره اشكي از چشم فرد ديگري جاري شود. من چند بار این کار با عزیزترین کسم کردم و بعدش از خودم متنفر شدم منو ببخش عزیزم + نوشته شده در جمعه 29 تیر1386 14 توسط نسیم & بهنام |
سلام من دوباره اومدم وقتي که بارون مي باره چشام از عشق تو خيسه
دو تا جوجه عاشق همديگه مي شن همش با هم بودن اما وقتي بزرگ مي شن هر دو تا خروس مي شن ! نکته ي اخلاقي : تا وقتي جوجه اي عاشق نشو
هرگز هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه : او ـ دوستم ـ ندارد
اومدم که تنها نمونی
+ نوشته شده در جمعه 22 تیر1386 17 توسط نسیم & بهنام |
سلام دوست گلم . امیدوارم حالت خوب باشه . ممنون از این که اومدی من تصمیم گرفتم دیگه آپ نکنم پس متن زیر تقدیم به همه ی شما عزیزان که به وبم سر میزنین آخرین جیک جیک یادتون نره من سکوتم را + نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386 0 توسط نسیم & بهنام |
فالم این زیریه اومد + نوشته شده در جمعه 8 تیر1386 16 توسط نسیم & بهنام |
سلام عزیزان همین الان یه خبر بد شنیدم آره درسته مهستی عزیز در گذشت تو ادامه مطلب یه آهنگ براتون گذاشتم پیشنهاد میکنم بشنوین روحش شاد
+ نوشته شده در سه شنبه 5 تیر1386 0 توسط نسیم & بهنام |
بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی
رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه مطلب + نوشته شده در شنبه 2 تیر1386 11 توسط نسیم & بهنام |
روشنی من گل آب
ابری نیست
+ نوشته شده در چهارشنبه 30 خرداد1386 0 توسط نسیم & بهنام |
سوگند را ساختیم تا سوگند یاد کنیم که عاشق بمانیم .... با سوگند شروع می کنیم ، با امید ادامه می دهیم و آرزو داریم با وصال ختم شود .... سوگند می خوریم به زیبایی عشق پاک که دل از هم نگیریم ، که لحظه ای از یاد یکدیگر غافل نشویم ، که برای هم باشیم و به یاد هم ، که دوست داشتن را از یاد نبرده و با آمدن هر سپیده و شروع هر روز به یاد یکدیگر چشم به جهان بگشاییم .... و در آخر سوگند به عشق که در غم و شادی با هم باشیم و شریک هم ...
خدا جون الهی قربونت برم بازم واسم نشونه فرستادی از همون نشونه هات که باید می فهمیدم.از همونا که احتیاج به مو شکافی نداشت.
پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
+ نوشته شده در پنجشنبه 24 خرداد1386 18 توسط نسیم & بهنام |
کاش میشد هر حرفی زد....بعضی وقتها هر چی که با عشق شروع میشه اولش همه چی قشنگه..همه چی تازه ست ...همه چی شاد .......ولی حیف که دایمی نیست....بعد هر چی میری جلوتر محکوم به تنها تر شدنی...اون وقت یا باید بری یا باید با رویا های شیرین گذشته عشق بازی کنی ....چرا با اینکه با همیم بازم احساس تنهایی میکنم؟چرا از من دوری؟چرا من نباید توی دنیای خصوصی تو وارد بشم ؟مگه منو محرم اسرارت نمی دونی؟مگه ما سنگ صبور هم نیستیم؟خیلی بی انصافی؟ + نوشته شده در یکشنبه 13 خرداد1386 18 توسط نسیم & بهنام |
زندگی چيست؟ + نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386 22 توسط نسیم & بهنام |
بی تو از تو می نویسم
بی تو ای همیشه در یاد بی تو ای همیشه زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود وقتی از آزار پاییز برگ و بارم گریه می کرد قاصد چشم تو آمد مژده روییدن آورد + نوشته شده در سه شنبه 14 فروردین1386 21 توسط نسیم & بهنام |
مدت لبخند را تمدید کرد کاش می شد از میان لحظه های زندگی لحظه های دیدار را نزدیک کرد بیا + نوشته شده در یکشنبه 12 فروردین1386 19 توسط نسیم & بهنام |
سحر دمید، درون سینه دل من به شور و شوق تپید چه خوش دمی ست زمانی که یار می آید... + نوشته شده در یکشنبه 12 فروردین1386 16 توسط نسیم & بهنام |
+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386 3 توسط نسیم & بهنام |
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو + نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386 3 توسط نسیم & بهنام |
|
| ||||||